

آمیخت به صحرای تو رودم آنروز
خشکید سرا پای وجودم آن روز !
آنروز ندیده بودم ایکاش تو را...
ای کاش تو را ندیده بودم آن روز



مست است می از شراب سرخ لب تو
شب روشن از آفتاب سرخ لب تو
شرحیست شگفت موبه موآن خط سبز
بر حاشیه کتاب سرخ لب تو !

اگه يه شب اومدي ديدي كه نيستم ..
ديگه رفتم .. ديگه تورو بردم زيادم ،،،
ديگه خاموشه چراغم ، نگي چرا؟؟؟؟؟؟؟
اگه يه روز دلت تنگ شد واسم
اگه دستات نرسيد به دستم ....
نكني شكايت از كسي...
خودت گفتي كه بتو نميرسم.........
تو را روی گلبرگ ها می نویسم
در آغاز ،در انتها می نویسم
در آغاز دفترچه ی مشق هایم
تو را گر چه من بود ما می نوسم
فرمانروایــــــــــــی میکنی
بدون هیچ نائب السلطنه ای
کسی نمیداند چه لذتــــــــی دارد
بهترین پادشاه تاریخ را در
دل داشــــــــــتن....!
.: Weblog Themes By Pichak :.