
تو عاشقِ عشق بی کسی های منی
در هر نفسم ، هم نفسی های منی
گمگشته خیال عاشقی در سر من
چون عطر و شمیمِ اطلسی های منی

سیه چشمی به کار عشق استاد
به من درس محبت یاد میداد
مرا از یاد برد آخر ولی من
به جز او عالمی را بردم از یاد
تو را روی گلبرگ ها می نویسم
در آغاز ،در انتها می نویسم
در آغاز دفترچه ی مشق هایم
تو را گر چه من بود ما می نویسم


هر بار هوای سا حلم می گیرد
شب عکس تورامقابلم می گیرد
مثل دل آسمان دوراز مهتاب...
وقتی که تونیستی دلم می گیرد

.: Weblog Themes By Pichak :.